![]() |
![]() |
|
|
من گمان ميكردم دوستي همچون سروي سر سبز چار فصلش همه اراستگي ست من چه می دانستم هيبت باد زمستاني هست من چه مي دانستم سبزه مي پزمرد از بي ابي سبزه يخ مي زند از سردي دي
من چه مي دانستم دل هر كس دل نيست قلب ها ز اهن و سنگ قلب ها بي خبر از عاطفه اند
از دلم رست گياهي سر سبز سر بر اورد درختي شد نيرو بگرفت برگ بر گردون سود اين گياه سر سبز اين بر اورده درخت اندوه حاصل مهر تو بود حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 14:47 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
مونا زنده دل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|